نور الدين جعفر بدخشى
27
خلاصة المناقب ( در مناقب سيد على همدانى ) ( فارسى )
بر على سى ذكر كرده « 1 » آشكار * كو درين اسرار ما را پايدار « 2 » گفت يا ربّ امتم آزاد كن * جمله را در حشر « 3 » شان دل شاد كن « 4 » ( آ : برگ 7 ب ) گفت بخشيدم تمام امتت * بلكه از جمله جهان در حرمتت « 5 » چون محمّد باز جاى خود رسيد * هر دو عالم در درونِ خويش ديد محو گشته فانىِ مطلق شده * در بحار علم « 6 » مُستغرق شده خويش را كُلّ ديد كلّ را خويش ديد * همچنان كز پيش ديد از پس بديد « 7 » سى هزار اسرار « 8 » از سرّ كلام * در ميان آورد از بهر نظام سى هزار اسرار با « 9 » حيدر بگفت * باز حيدر رفت و با « 10 » چَه باز گفت صاحب « 11 » و زوج بتولى « 12 » مرتضاست * بر يقين او پيشواى اولياست در دل او بود مكنوناتِ « 13 » غيب * زان برآورد « 14 » او يد بيضا ز جيب « 15 »
--> ( 1 ) آ : بر على سىهزار دگر كن آشكار - ل : بر على كن سى ديگر آشكار - ن : بر على سى ديگر كن آشكار . ( 2 ) ظاهرا معنى كه در اينجا مقصود است عبارت است از يارىدهنده و مددكار ، ولى اين معنى در فرهنگ نفيسى تحت كلمه پايدار آمده نه جزو معنى كلمه پايدار و چون پايدار اصلش پايدار است ، ايراد اين كلمه در اين بيت بىمورد نيست . ( 3 ) آ : محشر ، ب ، ل ، ن : ندارد تصحيح قياسى . ( 4 ) الهىنامه ، ص 319 ، ز فضل خود همه آزاد گردان ز بودت جملگى دلشاد گردان . ( 5 ) ب ، ل ، ن : هر دو بيت فاقد است . ( گفت يا رب . . . . حرمتست ) . ( 6 ) ل : در جهان عشق . ( 7 ) ب ، ل ، ن : همچنان كز پس بديد از پيش ديد . ( 8 ) ب : اشعار ( بجاى اسرار ) . ( 9 ) ب : از ( بجاى با ) . ( 10 ) آ ، ل : ور چه ، ن : و اندر چه ، عطار : الهىنامه ، ص 321 . اين مضمون همينطور بيان شده : و حقيقت سى هزار سرّ بىچون * ابا حيدر بگفت او بىچه و چون على چون شد ز سرّ دوست آگاه * وُرا طاقت نبود و گفت با چاه ( 11 ) ب : ننوشته . ( 12 ) ل : بتول او . ( 13 ) آ ، ن : مكتوبات . ( 14 ) ل : زان برآوردى . ( 15 ) كليات عطار : منطق الطير ، ص 1061 : در ضميرش بود مكنونات * زان برآوردى يد بيضا ز جيب و در منطق الطير ، ص 31 ، مصرعه دوم اينطور آمده است : زان برآوردى يد و بيضا ز جيب